السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

302

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

عمر گفت : به خدا سوگند ! خير و صلاح در همين است و او مرتب در اين باره به من مراجعه مىنمود و اين پيشنهاد را تكرار مىكرد تا اين كه خداوند در اين باره به من نيز شرح صدر داد و بر دلم افكند كه با نظر و رأى عمر موافقت كنم . زيد مىگويد : ابو بكر به من گفت : تو جوانمرد ، عاقل ، مورد اطمينان و راستگو هستى و تو در دوران رسول خدا نيز نوشتن وحى را به عهده داشتى . اينك جمع‌آورى قرآن را به عهده بگير و اين عمل خطير و افتخارآميز را انجام بده ! زيد اضافه مىكند : به خدا سوگند ! اگر ابو بكر مرا به كندن كوهى و انتقال دادن آن از جايى به جاى ديگر وامىداشت ، از عمل جمع‌آورى قرآن آسان‌تر برايم بود ، اين بود كه من هم اشكال ابو بكر را تكرار كردم و به او گفتم : شما چگونه عملى را كه خود رسول خدا انجام نداده است ، انجام مىدهيد ؟ ابو بكر گفت : به خدا سوگند ! صلاح مسلمانان در اين است و اين بود كه وى در اين باره مكرر به من مراجعه مىكرد و پيشنهاد جمع‌آورى قرآن را مرتب تعقيب مىنمود تا روزى كه خداوند بر من هم سعهءصدر داد و آن چه كه بر دل ابو بكر و عمر افكنده بود بر دل من نيز افكند ، دامن همت به كمر بستم و قرآن را از لوحه‌ها و كاغذها و تخته پاره‌ها و از سينه‌هاى مردم جمع‌آورى كردم تا اين كه دو آيه آخر سورهء توبه را تنها در نزد ابى خزيمهء انصارى پيدا نمودم و آن اين بود : لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ . . . « 1 » ( 1 ) - زيد بن ثابت مىگويد : اين قرآن كه با اين زحمات طاقت‌فرسا از منابع پراكنده جمع‌آورى شد و به صورت كتاب واحد در آمد ، در نزد ابو بكر بود و پس از دوران وى پيش عمر و بعد از او نيز در نزد حفصه دختر عمر بود . « 2 » 2 - ابن شهاب از انس بن مالك نقل مىكند : به هنگامى كه حذيفه از طرف عثمان مأموريت داشت كه اهل شام را همراه اهل عراق براى فتح آذربايجان و ارمنستان بسيج كند . حذيفه از اختلاف شديدى كه در قرائت قرآن در ميان آن‌ها به وجود آمده بود ، به وحشت افتاد و به نزد عثمان آمد و گفت : يا امير المؤمنين ! پيش از آن كه اين مسلمانان در كتابشان به مانند يهود و نصارى دچار اختلاف شوند ، به داد آنان برس . عثمان به حفصه پيغام داد كه صحيفه‌ها را به نزد ما بفرست كه پس از نسخه‌بردارى بازپس

--> ( 1 ) توبه / 128 ، 129 . ( 2 ) صحيح بخارى ، فصل جمع‌آورى قرآن ، 6 / 98 .